چه بر سر شناسنامه روستایمان آوردند

آخر نمیدانم چه  بگویم ، آخر مگر برج روستایمان که محکم استوار و پا بر جا بود به تنبان کدام یک از مسئولین روستا گیر کرده بود که بیایند و با بیل میکانیکی آن را از ریشه خراب کنند برجی که یادگار پیشینیانمان بود .

من شخصا از تک تکشان جویای این کار کثیف شان شدم و در جواب یکی گفت در طرح هادی بود و دیگری گفت ملک شخصی بوده و دیگری گفت کار دهیار بوده و به نحوی از زیر کار شانه خالی کردند و این بود تا حوض کنا قبرستان  یه به اصطلاح حوض مرده شور خانه را که دور از روستا بود را خراب کردند آخر این را چرا دیگر خراب کردید نه در طرح هادی بود ونه ملک شخصی و نه به کسی کار داشت خوب معلوم میشود که از جای دیگری هم آب میخورد حتما ذینفع این اعمال مسئولین روستا هستند.

برج روستای نازنینم

برج،برج استوار

سنتها و مراسمات  ایام نوروز

با عرض سلام خدمت شما همه عزیزان

بچه ها ایام نوروز از همه زودتر به کوچه پس کوچه‌های روستا سرازیر می‌شوند هر کس به خانه قوم و خویش های خود می رود با هر چه زودتر عیدی خود را بستاند همه خوشحال و قبراق این طرف و آن طرف می دوند بزرگ‌ترها اول سری به قبرستان میزنن  یادی  از عزیزان خود می کنند معمولاً یعنی طبق معمول شیرینی کلوچه روی قبر های عزیزانشان می گذارند ، و بعد به سمت خانه بزرگترهای فامیل میرود روبوسی و احوالپرسی می کند انگار چند  سال است همدیگر را ندیده اند ایام عید دخترها و پسرهای جوان در کنار روستا و در میان سبزه ها رقص و پایکوبی می کنند بازی هفت سفاله؛ تیله بازی؛ چوب بازی؛ بُجُول و ....  .

پسرهای جوانی که نامزد دارند یا دختری را به اسم خود کردند طبق معمول آن دختر را در میان آن شلوغی ها و بازی های دخترانه زیر نظر دارند و وقتی چادر شان را که در کنار ی گذاشته‌اند را می ربایند و دختر دنبالش میکند تا چادرش را پس بگیرد و او را به شوخی اذیت می کنند .

از اول نوروز تا روز ۱۳ فروردین یا سیزده بدر هر روز کار بچه ها هم این است که به کنار روستا بروند مردهای جوان معمولاً سرگرمی شان تیله بازی و بُجُول است، ابزار بازی بجول  از تکه های خاصی از مفصل پای گوسفندان است از چهار عدد هم اندازه تشکیل میشود  و به صورت خاصی آنها را در دست میگیرند و روی زمین میریزند  اگر بجول را مثل آجر کوچکی در نظر بگیریم باید به صورت تیغه روی زمین بنشیند البته بجول یک طرفش صاف و طرف دیگرش گودی دارد به طرف صاف خر و طرف دیگر اسب گویند و برای برنده شدن باید بجول ها اسب بیایند هر چه تعداد اسب آمدن بیشتر شانس برنده شدن بیشتر و این بازی یک بازی قمار محسوب می شود و الآن هم جرم محسوب می  شود چرا ‌‌‌‍‍‌‌که بازی طبق معمول سر پول اجرا می شود و جه بسا مردانی که خانه و زندگی شان پای همین بازی به فنا رفته .

شنیده بودم که قدیم الایام کسانی حتی زن و دختر خودشان را سر همین بازی قمار (بجول) باخته بودند.